محمد مؤمن بن محمد زمان تنكابني
374
تحفه حكيم مؤمن يا تحفة المؤمنين ( فارسي )
وشقاق پاو ورم كف دليل حرارة غريبه ولرزيدن پا دليل نقرس ومفاصل وورم فوق زانو است وكشيدن موى خود بمنقار ودليل گرم معده وقمل است وگاهيدن بال راست ومنقار دليل ضعف جگر وخارش بيني بحد افراط ودليل آكله وصداى جوف دليل رياح غليظه وميل لطمه ننمودن دليل تخمه وافتادن از نشمين وتشنگى مفرط دليل مونست امراض رأس دله علتيست كه سر را بسيار حركة دهد گاه منكوس كند وكاه مرتفع دارد پس اگر نكو نداشتن سر زيادة برفع باشد وتغيير در چشم بهم نرسد از أصل دماغ خواهد بود والا بمشاركة اعضاى أسفل علاج انچه از أصل ودماغ باشد در مواد حاره باب گشنيز وسفيداب تطليه نمايند وسعوذ كنند وتسقيه بگلاب نمايند ودر بارده تسقيه بگلاب كه مرزنجوش در آن خيسانيده باشند بايد گردد وتضيمد بمرزنجوش مطوبخ وآنچه بمشاركة باشد علاج آن عضو كنند مرهقه علتيست كه موى راست ايستد ومخلب كه عبارت از ناخن است كج وسست به حدى گردد كه ضبط طعمه نتواند نمود علاج هر گاه زمستان باشد در پيش آتش والا در آفتاب بدارند ونطول بمطبوخ بابونه وتسقيه به آب نرگس وآب مورد كنند تقليص علتيست از پيش دماغ كه حركة دشوار كند علاج نطول به آب شبت وروغن كنجد وتسقيه بشيرهء نيمگرم ذره كنند وبه دستور آب عناب وبنفشه نيز مفيد است امراض عين عشا شبكور نيست وتصريح نموده اند كه غير انسان وبوزنيه ومرغ وخانگر وكبوتر بايد جمع حيوانات اشيا را در شب به نبيند وعدم ابصار جوارح سبب بخار غليظه است علاج منع لحوماة واقتصار بحبوب وتفطير بگلاب وشكر نمايند وعلاج غشاده وبياض بتقطير زهرها وبشكر مرواريد كنند اتساع ونزول آب علتيست كه در روز ابصار نكنند وعلامتش وسيع شدن مردمكست در روز چه طيور را در صحة بصر سواي شب وبرودة مفرط هوا مردمك وسيع نمىگردد وعلاج تقطير زهرهاست با عسل علاج سيلان رطوبات به تقطير آب مورد كنند وأو هم آب مورد را با توتياى مغسول تجويز كرده وعلاج پلك چشم وبهم آمدن أو بعد از حك آن بشكر طلا بخون با نارس طيور بغايت آزموده است وبه دستور جهة طرفه وأكثر امراض چشم مفيد است جدرى وآن حدوث نقطهاى سرخ مدور است در پلك چشم علاج موضعرا با سير بمالند وبعد از آن خاكستر برگ زيتون بپاشند علاج سلاق كه سرخى پلك با صلاية وپيجوشش بتقطير گلاب وروغن پسته كنند وعلاج جرب كه خشونة وسرخى پلك است بقطور شراب وسفيداب وسماق منقوع در گلاب كنند وعلاج بذله كه غرب پى سيلان است بقطور روغن گلسرخ وشراب بايد گردد ودموع كه كثرة أشك است هر گاه از دود آتش عارض شده باشد بروغن بندشه مخلوط بشير دختران تقطير كنند امراض منسر ومخلب منسر را به فارسي منقار ومخلب را چنگال گويند از جمله امراض آن يكى نقشر است كه عبارت از ريزه شدن وپوست انداختن باشد وعلاج بيعديل تضميد اين دواست نشارهء شاخ بز وترب را در روغن بيد انجير جوشانيده استعمال نمايند وسطبرى منقار وناخن را كه از صدمه وأسباب خارجي بهم رسيده باشد تضميد به آب مورد ولادن نمايند وانچه به سبب انصباب مواد باشد بروغن بادام وتخم كبوتر ومغز پسته تطليه نمايند والتواء كه كجى وپيچيده گيست تضميد بسركه وشب كنند وتطبيق كه بهم آمدن وباز نشدن مخلب ومنسر است مداومته بتضميد روغن كنجد وروغن تازه وسعوط نيز از آن نمايند وطعمه بزردهء تخم مرغ خام بايد كرد وثاليل را كه بتركى زگيل گويند وآن در چنگال وانگشتان حادث مىشود بايند وا مكرر تطليه نمايند كه از مجرباتست أشق مقل از رق مكد 2 جزو نميكوب كرده يك شبانه روز در سركه كبر خيسانيده پس در دهان حل كنند وگل خطمى 2 جزو تخم مرو تخم كتان بنفشه بابونه هر يك يكجزو اضافه نموده استعمال نمايند وعلاج ريش كردن چنگال را بمنقار بخون آوردن موضع اين ناخنان بايد كرد وتضميد بدارچينى وأمثال آن بايد نمود ورايز وتضميد بدارچينى وأمثال آن بايد نمود واو رام حارهء تنازه را تضميد بگل ارمنى وصندل سرخ وكافور وزعفران با سركه كنند وبارده ومزمنه را تطليه بمريم داخليمون ودبق ومويزج با عسل وساير محلات نمايند امراض دهان وزبان وحنجره وآلات تنفس علاج خوثه دهان كه مانع خوردن أطعمه گردد وبهدانه را يا حلبه را در گلاب خيسانيده وتسقيه به آن كنند وگنجشك طعمه دهند وپاشيدن گشينز ونشاسته بسيار مفيد است وتشنج اعصاب حنجره را كه مانع فرو بردن طعمه مىشود تسقيه به آب طبيخ انجير ومويز وتضميد بروغن كردكان كنند وورم كنج دهانرا تسقيه به آب گرم ممزوج بلعاب بزر قطونا وتضميد با نچيز مهرا با قدرى سير نمايند وچون منفجر گردد چرك أو را پاك كرده برگ عناب را مثل غبار سائيده بپاشند وسعال وضيق النفس را علامت تواتر نفس وبازداشتن دهان وضعف حركتست هر گاه اين علت از حرارت باشد باشدة تعب ميل به آب مىكند ونبض سريع وكف پاگرم مىباشد وانچه به سبب بخار دوخان باشد اين اعراض باو نمىباشد وعلاج آن تسقيه بروغن كنجد با قدرى صمغ عربى ولعاب بهدانه وگل ارمنى است وچون با حرارت لاغرى عارض گردد تسقيه بشير الاغ وكثيرا وماء الشعير با قدرى آب كدو بايد كرد وبر روى اسفناج وبرگ وبيد وگشنيز وأمثال آن خوابانيده وداغ طرفين منسر وپيشانى كه بچوب مورد كنند بسيار نافع دانستهاند وهر گاه اربرودة باشد علامتش حركة سر وسيلان رطوباة غليظه از دهان است علاج تسقيه بشير الاغ كه قدرى سرگين موش در آن حل كرده باشند بايد كرد وروغن ترب از مجرباتست وحلتيث را بعضي تجويز نموده اند خفقانرا علامة تواتر نفس وصداى منخرين وحركة منتهاى عظم زور قيست كه باندك حركتي اين عوارص محسوس گردد وتسقيه بگلاب وگل مختوم ولعاب تخم ريحان وآب انجير وگل ارمنى كنند وبر روى برگها وعلفهاى سرد بخوابانند وطعمه از زردهء تخم خام وجوجه پر بر نياورده دهند وگرفتگى آواز را بدادن طبيخ انجير زرد وخطمى وزوفا وعسل كنند وخناق ودشوارى نفس رااين دوا بغايت نافعست پوست پخته تخم مرغرا نرم سائيده با مويز جها كرده بدهند وتسقيه باب كلم بوته دار نمايند واگر حرارت غالب باشد تسقيه بروغن بنفشه وگلاب وآب كاسنى وروغن گلسرخ كنند امراض حوصله كه زهرك عبارت از أو است تخمه سبب آن كثرت اكل وطعمهء بيوقت وعدم هضم است علامتش قى كردن وسستى بال وسر وبر خاك غلطيدن وبر نشمين قرارند نداشتن ودهان باز كردن وسيلان رطوبات